تبليغاتX
به نام تك نوازنده ي گيتار عشق
عاشقا نه
مردم اغلب تنهايند زيرا به جاي پل ديوار ميسازند...

شايسته ترين انسانهاي روي زمين، آزاد مرداني هستند که چشمانشان از دهانشان باز تر است

آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمک زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت آري...گلها هيچ وقت خيانت نمي کنند(قابل توجه همه دخترا )

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

وفاي شمع را نازم که بعد از سوختن ...به صد خاکستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان که بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

نقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم
وبه جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت
شعر هاي حاشيه اي نوشتم !!!!
تا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم
حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم
بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم
دوستت دارم


 اي کاش مي دانستي دل تخته سياه نيست وقتي که مي آيي اسمت را روي اون بنويسي و هر وقت دلت خواست بري اسمت رو از روش پاک کني...

عشق ويزاي ورود به دل است

عشق شاديست ، عشق آزاديست ، عشق آغاز آدميزاديست !!!

من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم ماند به اميدي که تو فانوس شب من باشي


نور دليل تاريکي بود و سکوت دليل خلوت ، تنها عشق بي دليل بود که تو دليل آن شدي !!!

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست........اما حيف اين تازه اول يک زندگيست!!!


زندگي سر گذشت در گذشت آرزوهاست

به دريا شکوه بردم از شب دشت
وزين عمري که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجي که مي گفتم غم خويش
سري مي زد به سنگ و باز مي گشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 9:11  توسط نصر الله رضاي  | 

سلام بچه ها يه خبر فوري: بالاخره من هم زن گرفتم ... .... يه هم زن برقي

اگر رنگ شورت شما قرمز است:احساساتي هستيد. آبي:آرامش داريد. سبز:افسرده هستيد. و اگر زرد است:خيلي کثيف و بي تربيتي پاشو برو توالت


اماکن ديدني شهر رشت : 1 - کلوچه پزي پسر و پدران - 2- کتيبه زن با وفا 3- مجسمه مرد با غيرت 4- ميدان شهيد حلال زاده 5 - پارک زيبا وديدني دماغ


مشترك گرامي با عرض پوزش ! دسترسي به اين جوك امكان پذير نمي باشد !

 
 دو تا رياضيدان قزويني داشتن +ونشون رو بهم ميماليدن.ازشون ميپرسن چي کار دارين ميکنين؟ميگن: داريم مخرج مشترک ميگيريم


ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش ميگن اين عکسه چيه؟ ترکه ميگه: اين عکس جواني هاي بابام هست تو يوونتوس بازي ميکرده


ترکه يه دختر خوشگل ميبينه بهش ميگه: ميبخشي خانم شمارو مادرتون زائيده ؟ دختره تعجب ميکنه ميگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائيده ؟ ترکه ميگه : در مقابل مادر شما مادر من ريده

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 9:9  توسط نصر الله رضاي  | 

خری امد به سوی مادر خویش                       

بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری

اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان 

تورامن دوست دارم بهترازجان

زبین این همه خرهای خوشگل

یکی راکن نشان چون نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتی زد

کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت 

به قربان دو چشمان سیاهت

خرهمسایه راعاشق شدم من

به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان تن کن

برو اکنون بزرگان را خبر کن

به اداب و رسومات زمانه

شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش

یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله

همان طوری که رسم است درقبیله 

خر عاقد کتاب خود گشایید

وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم ایا رضایی

به عقد این خر خوش تیپ درایی

یکی از حاضرین گفتا به خنده

عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید

که خر خانم سرش یکباره جنبید

خران عرعر کنان شادی نمودند

ز یونجه کام خود شیرین نمودند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 9:1  توسط نصر الله رضاي  |